مدح و مناجات با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
یکی از هـمـین روزهـا، نـاگـهـان تـو مـیآیـی از نــور، از آسـمـان تو میآیی و شب زمین میخـورد و قـد مـیکـشـد نـور، در آسـمـان قـفس با ظهـور تو خـط میخورد زمـیـن مـیشـود سـهــم آزادگــان به سر میرسد فصل سرد سکوت ترک میخورد بغـض فـریـاد مان تو میآیـی از فـصـل عـدل عـلـی به تـقـسـیـم لـبـخـنـد، تـقـسـیـم نان تو از سمت طوفان شبی میرسی به دست تو تـیـغـی عـدالـت نشان تـو مـیآیی و با سـرانـگـشـت تـو ورق میخورد سـرنـوشت جهـان تـو در بـاغ آدیـنـه گـل مـیکـنــی بــهــار عــدالــت، امــام زمـــان! |